Monday, July 4, 2011

سپاه باز هم رکورد تازه ای برای حماقت مي گذارد: یک قرارگاه و دو گردان برای جنگ نرم

يکي از بزرگان جمله ای درخشان درباره حماقت و ناداني دارد که هر بار پادوهای چکمه پوش رژيم صحبت مي کنند، تبلور اين جمله را آشکارادر تلاوت های ايشان مي بينم. انگار که اين آقای هنری دو مانتلن هزار بار در نشستها و پای منبرهای اين عقلهای کل اسلام ناب محمدی شرکت کرده است

وی گفته است:
حماقت به معني نداشتن ايده و ديدگاه نيست. اگر این طور بود حماقت چیز چندان بدی نبود: حماقت معصومانه جانوران: نادانی یک گوشماهی، و ابلهی خدایان!ا
آدمهای احمق ایده ها و دیدگاههای فراوانی دارند: اما ایده های احمقانه!!!ا

Stupidity does not consist in being without ideas. Such stupidity would be the sweet, blissful stupidity of animals, mollusks, and the gods. Human Stupidity consists in having lots of ideas, but stupid ones.

Henri de Montherlant

حالا گلاب به روی ماهتون، چند خط این تلاوتهای بروبچ گرداب سپاه رو، که همشون خودشون رو فرمانده و تحليلگر مينامند، بخوانید و ببینید شما نیز مصداق این جمله را در آن می یابید یا فقط منم که هیچ ردپایی از عقل در اینها نمی بینم

یک قرارگاه و دو گردان برای جنگ نرم
روزآنلاين

پس از اظهارات جانشین فرمانده کل بسیج درباره تشکیل "لشگر سایبری" در این نهاد نظامی و اعلام اینکه "هکرهای بسیجی به سایت های دشمنان انقلاب اسلامی حمله می کنند"، فرمانده بسیج سازمان صدا و سیما نیز در گفت و گویی با ارگان سیاسی سپاه پاسداران از تشکیل "یک قرارگاه" و دو "گردان سایبری" برای "مقابله با دشمنان در عرصه جنگ نرم" خبرداد. علی اصغر جعفری در گفت و گویی با هفته نامه صبح صادق اعلام کرد: "مقدمات تشكيل دو گردان سايبري را هم فراهم كرده ايم تا با يك انسجام و مطالعه دقيق، ظرفيت هاي موجود جهت حضور موثر در حوزه سايبر را شناسايي كرده و با برنامه ريزي و حضور همه جانبه همانند دوران دفاع مقدس بتوانيم حركت دشمن را در اين بخش رصد كرده و با اتخاذ تدابير مناسب با آنها مقابله كنيم كه در صورت تحقق اين امر، ديگر فضاي سايبري حياط خلوت آنها نخواهد بود." فرمانده بسیج سازمان صدا و سیما با اشاره به "تغيير مأموريت ها و اينكه در عصر ارتباطات و اطلاعات قرار داريم" اضافه کرد: "بسيج رسانه ملي به عنوان بازوي عملياتي و اجرايي صدا و سيما در حوزه جنگ نرم، مأموريت مضاعفي را دارد. در اين راستا، بخشي از مباحث مربوط به آينده پژوهي و آينده نگري در حوزه جنگ نرم هم بر عهده ما است، لذا هم بايد فعاليت هاي دشمن را رصد كنيم و هم بتوانيم متناسب با آن، طرحي براي مقابله با آنها در اين حوزه داشته باشيم. از سوي ديگر بايد موضوع تهاجم در عرصه هايي كه دشمن فاقد حداقل هاي كاري است را نيز براي خودمان پيش بيني كنيم." مشاور ارشد عزت اله ضرغامی مدعی شد: "غرب و خصوصاً آمريكا از حوزه سايبر كه ميل به استفاده از اين حوزه در جوامع مختلف رو به گسترش است، براي پيشبرد مقاصدشان روز به روز بيشتر استفاده مي كنند كه نمونه آن را ما در فتنه 88 شاهد بوديم. گرچه ظرفيت و توانمندي مجموعه نظام، فتنه آنها را ناكام گذاشت. ولي نشان داد حوزه سايبر بستر خيلي موثري براي اقدامات مشابه است. به همين جهت رسانه ملي بخشي از ظرفيت بسيج را در حوزه سايبر به كار گرفته است." علی اصغر جعفری در ادامه همچنین از تشکیل یک "قرارگاه" در بسیج صدا و سیما خبر داد و درباره ماموریت آن گفت: "ما در قرارگاهي كه به نام جنگ نرم در بسيج رسانه ملي تشكيل داده ايم تقريباً تمام شبكه هاي خبري معاند جمهوري اسلامي را رصد كرده و با جريان شناسي كه بر روي آنها صورت مي گيرد، القائات و اخبارها را دسته بندي كرده و در قالب بولتن هاي محرمانه براي مسئولان و دست اندركاران بسيج در سطح كشور ارسال مي كنيم تا آنها نسبت به خط تهاجمي كشورهاي خارجي عليه ايران اسلامي مطلع شوند." این اظهارات فرمانده بسیج صدا و سیما درشرایطی از سوی ارگان سیاسی سپاه پاسداران منتشر و برجسته شده است که طی روزهای اخیر طرح دولت آمریکا برای عرضه اینترنت بدون سانسور با عنوان "اینترنت در چمدان" به کشورهایی همچون ایران موجب هراس و نگرانی های فراوانی در میان نهادها و چهره های حکومتی شده است. هفته نامه صبح صادق هفته گذشته هم طی مقاله ای از اجرای این طرح ابراز نگرانی کرده و خواستار "تشکیل قرارگاه سایبری" و همچنین "جذب هکرهای انقلابی" برای مقابله با اینترنت بدون سانسور شده بود. ارگان سیاسی سپاه در این مقاله تاکید کرده بود: "ترسيم چشم انداز و وجود نقشه راه براي پيروزي در جنگ نرم همچون جنگ سخت لازم و ضروري است و در اين ميان، علاوه بر اقدامات زيربنايي و كار كارشناسي، نظارت مستمر و رصد فعاليت دشمنان و جريان هاي وابسته مي تواند در مهار دشمنان بسيار تأثيرگذار باشد. از ديگر سو، پرورش نيروي متخصص و توجه به نقش فناوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي براي مقابله با دشمن، يك راهبرد برجسته و مهم در اين حوزه به شمار مي رود كه از جمله اين اقدامات ارزشمند و بهنگام در اين راستا، مي توان به تشكيل قرارگاه سايبري و جذب هكرهاي انقلابي اشاره كرد."

والا خودم روم نمي شه بيشتر از اين جفنگيات اينها رو منتشر کنم..

Saturday, July 2, 2011

اپليکيشنهای فيسبوک: خودتان را قرباني سهل انگاری دوستان بيخيالتان نکنيد

اپليکيشنهايي که در فيس بوک هستند ربطي به خود فيس بوک ندارند هر کس و ناکسي مي تواند آنها را براساس آ-پي-آی فيسبوک بسازد و منتشر کند

سپاه درگرداب بت پرستي افتاده هم چندتا جقله اپليکيشن نويس دورخودش جمع کرده و از اين اپليکيشنها مي نويسه و با ظاهری مانند تقويم فارسي، "ببين کي پروفايلت رو ديد زده"، ...و مانند آنها اپليکيشنهايي مي نويسند که برای بهره برداری از آنها بايد بهشون اجازه دسترسي و بهره برداری از اطلاعات خودت رو بدی

از آنجايي که خودتون اين اجازه را مي دهيد، از ديد فيسبوک اين يک قرارداد مجاز است و کاری به آن ندارد

حتي اگر شما چنين اجازه ای ندهيد، هميشه دوستاني پيدا مي شوند که بي خيال امنيت و حريم خصوصي خود و ديگران هستند... همون افرادی که موقعي که مي خواهند ايميل دوستي را فوروارد کنند، به خودشون زحمت نمي دن حداقل نام و نشاني فرستنده قبلي را حذف کنند يا يا هنگامي که دارند يک ايميل ضد رژيم رو فوروارد مي کنند، نام و نشاني همه گيرندگان را در بخش
TO:
مي نويسند به جای اين که در
BCC:
بنويسند

خب بسياری از اپليکيشنهايي که چنين افرادی استفاده مي کنند مي تونند به اطلاعات دوستان اين دوستان نيز دست بيابند و متاسفانه شما هم از اين مساله ايمن نيستيد مگر آنکه به فيس بوک صراحتا حالي کنيد که اپليکيشن دوستانتان حق دسترسي به اطلاعات شما را نبايد داشته باشند

برای اين کار کافيست که مراحل زير را دنبال کنيد

Account > Privacy Settings > Apps & Websites > Edit Your Settings > Info accessible through your friends >Edit Settings


مي بينيد که به صورت ديفالت چندين مورد از اطلاعاتتان بدون اين که خودتان بخواهيد يا اپليکيشني نصب کرده باشيد در اختيار اپليکيشنهايي قرار گرفته است که دوستانتان در فيس بوک خود از ان استفاده مي کنند

همه تيک ها را برداريد و نگذاريد که قرباني سهل انگاری دوستان بيخيالتان شويد

اپليکيشنهای فيسبوک: قرباني برنامه های ساخت سپاه بي آبرويان نباشيد

اپليکيشنهای فيسبوک: دزدان اطلاعات خصوصي شما و دوستانتان

اپليکيشن های فيس بوک مانند تقويم فارسي، رای گيری ها، تقويم و آلبوم عکس دخترای خوشگل کنار دريا،، ظاهر قشنگي دارند و خب خيلي ها هم فکر مي کنند رايگانه پس حالشو ببريم!!!ا

حتي برخي از فيلمها هم برای نمايش شما را وادار مي کنند که به آنها اجازه دسترسي به اطلاعات خصوصي خود در فيس بوک را بدهيد


اما آيا مي دانيد بسياری از اپليکيشن های فيس بوک توسط سربازان گمنام امام خامنه ای برای دسترسي و بهره برداری از اطلاعات شخصي شما و دوستانتان ساخته شده اند؟


برای آگاهي از اين که هر اپليکيشن به چه اطلاعاتي از شما و دوستانتان دسترسي دارد، به اين مسير برويد


Account > Privacy Settings > Apps & Websites > Edit Your Settings > Apps You Use >Edit Settings


از من مي شنويد همه شون رو حذف کنيد و شب با خيال راحت بخوابيد.. بدون اون ها هيچکس دچار احساس پوچي نشده که شما دومي باشيد

Friday, July 1, 2011

مخترعان اينترنت ملي جمهوری اسلامي از توانايي تخريب اينترنت چمداني مي گويند!!!!ا

وزير اطلاعات جمهوری اسلامي که خودش با تک ماده "حکم حکومتي" خامنه ای سر جاش مونده (راستي اصطلاحي مسخره تر از حکم حکومتي مي شناسيد؟ مترادفش مي شه چي: دستور دستوری؟!!!!ا) ادعا کرده که حکومت اسلامي اين توانايي رو داره که طرح اينترنت چمداني دولت آمريکا را ناکام کند! اين دايناسور و معاونان تيزهوش!!!

آن وزارتخانه لابد با مشورت با نابغه عقل کل جمهوری اسلامي، آقای عبدالمجيد رياضي مخترع سراپا اسلامي اينترنت ملي!!!! به اين نتيجه رسيده اند که اينترنت چمداني آمريکا هم چيزی تو مايه های اينترنت ملي !!! جمهوری آخوندی ست که پس از خرج کردن 100 ميليارد تومان هنوز هم لنگش هواست و هوا خواهد بود

اينترنت چمداني، طرح مهم فناوری اطلاعات و ارتباطات دولت آمريکاست.
هدف از اين طرح تامين دسترسي آزادانه مردم به اطلاعات در کشورهايي مانندجمهوری اسلامي مصباح است که در آنها، حکومتهای ترسو با استفاده از انواع فيلتر، سانسور، وحشت آفريني و قطع اينترنت از دسترسي آزادانه مردم به اطلاعات جلوگيری مي کنند

از آنجا که اين طرح اهميت بسياری برای جنبش آزادیخواهان ايراني دارد و مي تواند ابزارهای بسيار گسترده ای را به ايرانيان ببخشد، در پستهای آينده بيشتر درباره اش خواهيم نوشت

خبر اين ادعای صدتايک غاز حيدر مصلحي را از راديو فردا بخوانيد

وزیر اطلاعات می‌گوید جمهوری اسلامی با طرح «اینترنت چمدانی» مقابله می‌کند
حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی، در نخستین واکنش رسمی به طرح «اینترنت چمدانی»، گفت که حکومت ایران راهکار مقابله با این طرح آمریکایی را در اختیار دارد. طرح موسوم به «اینترنت چمدانی» یا اینترنت سیّار، دسترسی آزاد به اینترنت از طریق ماهواره، بدون نیاز به اتصال به خطوط تلفن را در اختیار افراد قرار خواهد داد. پیش از این اظهارنظر وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی ساشا مینراث، مسئول طرح «اینترنت چمدانی» در گفت و گو با رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی اعلام کرده بود، تا هشت ماه دیگر نسخه ساده اینترنت سيّار عرضه خواهد شد.

Friday, June 17, 2011

اينترنت بدون دخالت حکومت اسلامي: سور ديگر فناوری به اسلام زده های سانسورچي

اينترنت يکي از مهمترين ابزارهای ايرانيان ازاديخواه برای آگاه کردن جهانيان از جنايتهای اسلاميون حاکم بر ايران بوده است. با همه سانسورها و فيلترها، اين ايرانيان بودند که توانستند با روشهای خلاقانه دورزدن فيلترهای حکومت جماران اطلاعات، فيلم و صدای اعتراض خود و اسناد جنايتهای هولناک خامنه ای و احمدی نژاد و مصباح و عسگراولادی و امثال آنها را به جهانيان آشکار کنند.

با همه اين توانمنديها، رژيم اسلام ناب محمدی با صرف هزينه های ميليارد دلاری توانست با رديابي برخي از ارتباطها چندين آزاديخواه ايراني را دستگير، شکنجه و زنداني کند. اصولا يکي از هدفهای اين وبلاگ هم آشنا کردن ايرانيان با ترفندها و فنوني بوده است که بتوانند بدون پرداخت هزينه های سنگين لو رفتن جنايتهای رژيم اسلام را به جهانيان گواهي دهند

رژيم در بدترين حالت پيه بدنامي قطع اينترنت را به جان مي خريد و همه شاهد بوده ايم که حتي به بهای قطع شدن سرويسهای بانکي و بي آبرو شدن نزد جهانيان، در روزهای اوج جنبش سبز اينترنت را قطع مي کرد و از بيخ این کانال را قطع مي کرد

بعدها که عقلشان بيشتر رسيد پهنای باند را به شدت کم مي کردند تا بدون اين که ننگ قطع کامل اينترنت را به گردن گيرند با پهنای باندی در حد والور نفتي چندين هدف ضد ايراني را به پيش ببرند

اينک تلاشهای فناوری های پيشرفته برای ازاد کردن ارتباطات اينترنتي از يوغ زورگويان جهان و بويژه اسلامگرايان حاکم بر ايران، طالبان ، عربستان سعودی، ... نويد دستاوردها و امکانات بيشتری را به آزاديخواهان مي بخشد: اينترنتي که قطع و فيلترکردن آن از توان جمهوری اسلامي و ستمگران دولتي و سپاهي بيرون است

اين فناوری تازه اين امکان را دراختيار ايرانيان آزاديخواه مي گذارد تا بدون ترس از دستگيری و افشای هويت خود اطلاعات و اسناد جنايتهای رژيم اسلامي را به جهان آشکار کنند و بتوانند ميان خود شبکه ی ارتباطي مستقلي را پديد آورند و نيروهای خود را منسجم تر و هماهنگ کنند

هرچند همواره بايد محتاط بود و سرسپردگان رژيم و جوجو مهندسهای سهميه ای سپاه هم برای خودشيريني راههايي را خواهند يافت تا باز هم چندنفری را دستگير کنند و اين شبکه را ناکارامد و نفوذپذير جلوه دهند، اما اين بار شمار بسيار بيشتری خواهند توانست بدون لورفتن و فارغ از فيلترهای حکومت آخوندها سند جنايتهای رژيم را نزد جهانيان رسوا کنند
اصل خبر را بخوانيد


جان مارکوف و جیمز گلانس

دولت اوباما در حال رهبری تلاش های جهانی برای ایجاد یک اینترنت و شبکه تلفن همراه «در سایه» است تا مخالفین درکشورهای تحت حکومت های سرکوبگر خودکامه، که سعی می کنند صدای مردم را با سانسور اینترنت و قطع شبکه تلفن خفه کنند، بتوانند از آن استفاده کنند.

این تلاش ها شامل پروژه های محرمانه ای است که در بر گیرنده ایجاد شبکه تلفن در داخل یک کشور و همچنین عملیات شبه جاسوسی است که در یکی از خیابان های واشنگتن، توسط گروهی جوان بازسازی می شود؛ این ها که بیشتر شبیه یک گروه موسیقی هستند، در حال کارگذاشتن وسایلی در یک چمدان هستند که نمونه ای از یک "اینترنت چمدانی" است.

با بودجه ای معادل 2 میلیون دلار، که توسط وزارت خارجه آمریکا اختصاص داده شده است، چمدان مزبور می تواند از هر مرزی عبور کرده و در اسرع وقت تبدیل به شبکه بی سیمی با پوشش منطقه نسبتا وسیعی شود که سپس به شبکه اینترنت وصل شود.

این تلاش های آمریکا از خلال مصاحبه ها، استاد طبقه بندی شده و مدارکی که به دست نیویورک تایمز رسیده بر ملا شده است.

برخی از این پروژه ها مستلزم استفاده از فن آوری پیشرفته است که آمریکا آن را تامین می کند؛ برخی دیگر مستلزم بکار گیری هکرهایی است که در جنبش باصطلاح "آزادی فن آوری" گرد آمده اند.

وزارت خارجه به عنوان مثال در حال تامین بودجه شبکه های بی سیم غیر قابل رد گیری است که به فعالین اجازه می دهد تا درخارج از قلمرو کنترل شده توسط دولت، در کشورهایی نظیر ایران، سوریه و لیبی، با خارج تماس بگیرند.

مقامات آمریکایی گفتند در یکی از این تلاش ها، وزارت خارجه و پنتاگون با صرف هزینه ای معادل حداقل 50 میلیون دلار یک شبکه تلفن همراه مستقل را در افغانستان، با کمک برج هایی که در پادگان ها نصب شده است، ایجاد کرده است. هدف از این کار مقابله با توانایی طالبان در قطع ارتباطات رسمی دولت افغانستان است.

این گونه تلاش ها، به خصوص پس از اینکه حسنی مبارک در آخرین روزهای حکومتش در مصر دست به قطع شبکه اینترنت زد، شدت گرفته است. در روز های اخیر حکومت سوریه نیز بخشهای وسیعی از اینترنت کشور را، که به معترضین امکان تحرک می داد، بطور موقت قطع کرد.

دولت اوباما شاید از اولین دولت هایی باشد که تلاش های دیپلماتیک برای اشاعه آزادی بیان و دموکراسی را با این گونه اقدامات عملی حمایت کرده است. دولت آمریکا دهه هاست که با رادیوی صدای آمریکا برای کشورهای دیکتاتوری برنامه پخش کرده است. واشنگتن اخیرا به توسعه نرم افزاری کمک کرده است که قادر است هویت کاربران چینی را که می خواهند بدون شناخته شدن از شبکه اینترنت استفاده کنند، پنهان نگاه دارد.

تلاش های تازه سعی دارد شبکه ای کاملا مستقل از ارتباطات رسمی برقرار سازد. در این تلاش ها تعداد زیادی از دیپلمات ها و مهندسین نظامی، برنامه نویسان جوان و ناراضیانی از چندین کشور گرد هم آمده اند؛ همه آنها معتقدند این کوشش ها بسیار هوشمندانه ، بی باکانه و موثر هستند.

بر اساس مصاحبه ها و اسناد به دست آمده، دیپلمات های آمریکایی با اشخاصی در ارتباط بوده اند که تلفن های همراه چینی را در مرز این کشور با کره شمالی در زمین دفن می کنند تا عده ای بتوانند بعدا با کندن زمین از آنها برای برقراری ارتباط استفاده کنند.

این ابتکارات جدید یک مدافع پر شور هم پیدا کرده است که کسی نیست جز هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا. هیلاری کلینتون گفته است: "ما هر روز شاهد تعداد روزافزونی از افرادی هستیم که از اینترنت، تلفن همراه و سایر فنون استفاده می کنند تا صدای اعتراض خود و بی عدالتی که علیه آنها می شود را به گوش همه برسانند. این یک فرصت تاریخی برای تغییرات است؛ تغییراتی با حمایت آمریکا." وی گفت: "به همین دلیل است که سعی می کنیم به آنها کمک کنیم تا با یکدیگر و با جامعه و دولت خود و نیز با دنیا ارتباط بر قرار کنند".

برخی از برنامه نویسان نگران این هستند که شبکه های مستقل توسط دولت های سرکوبگر شناسایی شده و فعالینی که از آن استفاده می کنند یا آن را به داخل کشور می آورند، دستگیر شوند. ولی برخی دیگر عقیده دارند مزایای چنین شبکه هایی به مراتب از خطرات آن بیشتر است. ساشا مینرات، که به عنوان مدیر برنامه "فن آوری باز" مسئول طرح "اینترنت درچمدان" است می گوید: "ما نوعی زیرساخت مستقل را بنا خواهیم کرد که تقریبا غیر قابل قطع ، کنترل یا نظارت است."

نیاز به چنین شبکه هایی آنقدر فوری است که شهروندان خودشان راه هایی، هر چند ابتدایی برای ایجاد آنها یافته اند. مهدی یحیی نژاد، یک ایرانی مقیم خارج که متخصص فن آوری است و در ایجاد یک وب سایت فارسی زبان هم مشارکت داشته است، تخمین می زند که حدود نیمی از افرادی که این وب سایت را در داخل ایران می خوانند، مقالات و فایل های آن را از طریق بلوتوث با دیگران به اشتراک می گذارند؛ فن آوری که در غرب عمدتا برای استفاده از گوشی در تلفن همراه بکار می رود. در جوامع بسته تر بلوتوث برای ارسال مخفیانه اطلاعات - مثلا یک ویدیو، یک آدرس الکترونیک - از یک دستگاه تلفن به دستگاه دیگر بکار گرفته می شود.

آقای یحیی نژاد از پروژه ای می گوید که با آن مثلا یک ویدیو از یک تظاهرات می تواند به طور خود به خودی در درون یک "شبکه امن" به دست شهروندان برسد. این سیستم البته از پروژه اینترنت چمدانی محدود تر است و تنها مستلزم برخی دستکاری ها در سیستم بلوتوث گوشی های تلفن همراه است.

تا پایان سال 2011 وزارت خارجه حدود 70 میلیون دلار صرف این گونه فن آوری ها خواهد کرد.

منبع: نیویورک تایمز- 12 ژوئن

Monday, May 30, 2011

بخندم يا گريه کنم::: پيشرفت جمهوری اسلامي در اينترنت


از ريشه بي ريشه اند ها!!! يک وقت فکر نکنيد استثنائا يکي دوتاشون مغزشون رو دادند کاسه بشقاب ملامين گرفتند
ببين رييس سازمان بسيج دانشجويي (همون انصار حزب ا... و اراذلي که در ضلع شمال غربي دانشگاه مستقر کرده اند که هر جنبش دانشجويي در دانشگاه تهران و منطقه دانشگاه را با قمه و چماق سرکوب کنند) در گشايش همايش افسران جنگ نرم!!! رژيم چه سخنان پرمغزی را تلاوت فرموده اند
حالا بفرماييد هنگامي که مغز سردسته شون اينهمه پارسنگ مي بره اين افسران!!! که قراره پاجای پای اون بذارند چه اندازه با شعور خواهند بود

Sunday, February 20, 2011


طالبان شيعه به سرکردگي ملا علي خامنه ای به درجه ای از استيصال رسيده است که به شهيد دزدی، بازرسي بدني دختران و زنان توسط مردان هرزه بسيجي در خيابان و هر جنايت ديگری که آنها را چند ساعتي بيشتر در قدرت نگه دارد دست مي زند
کشيدن ديوار آهني و زنداني کردن موسوی و کروبي در خانه خود، فحاشي و کتک زدن مردم در مراسم خاکسپاری کشتگانشان، سردادن شعارهای مرگ بر .. توسط به اصطلاح نمايندگان مجلس فرمايشي همه گويای آن است که ديگر رژيم به چيزهای لوکسي مانند خوشنامي و حفظ ظاهر نمي انديشد و تنها برای بقا دست و پا مي زند

سايت راديو فردا گزارش بسيار مهمي درباره سازمان سرکوب طالبان شيعه منتشر کرده است که توصيه مي کنيم آن را بخوانيد

سرکوب موفقیت‌آمیز معترضان در دو سال اخیر و بازداشتن مخالفان از تجمع و اشغال خیابان تا سقوط نظام نشانه وجود یک سازمان نسبتاً منسجم سرکوب در جمهوری اسلامی است.

این سازمان چگونه سازمانی است؟ لایه‌ها، ابعاد و نیروی انسانی آن کدامند؟ این سازمان چه وظایف و مأموریت‌هایی دارد؟ نیروهای مؤثر آن چه کسانی هستند و مدیریت آن چگونه صورت می‌گیرد؟ سازمان سرکوب تا کجا در ایران بسط یافته است؟ این سازمان در روش‌ها و تاکتیک‌هایش تا کجا پیش می‌رود؟ و نتیجه عمل آنچه بوده است؟

سازمان اختاپوسی سرکوب
سازمان سرکوب جمهوری اسلامی دارای لایه‌ها، ابعاد و نیروی انسانی مشخصی است. لایه‌های این سازمان به نحو افقی عمودی توسعه یافته‌اند. لایه عمودی همانا نظام سلسله مراتبی موجود در قوای قهریه است (نظامی، انتظامی، امنیتی و قضایی با واحدهای مشترک مثل نیروهای ضد شورش که تحت مدیریت سپاه و نیروهای انتظامی عمل می‌کنند) که مواجهه با اعتراضات خیابانی را با لشگر کشی بر عهده دارد، اما لایه افقی در قالب پایگاه‌های بسیج و لباس شخصی‌ها در گستره جغرافیایی کشور در همه فضاهای عمومی (ادارات، مساجد، مدارس، دانشگاه‌ها، محلات، و مانند آن‌ها) بسط یافته تا با اعتراضات در همه فضاهای عمومی غیر از خیابان مقابله کند. این لایه‌ سراسر گستره عمومی را در بر می‌گیرد و به جمع‌آوری اطلاعات، شناسایی مخالفان، پرونده سازی، بازرسی‌های معمول و غیر معمول و عادی‌سازی جو امنیتی می‌پردازد.
عکس: سخنرانی پناهيان در مراسم شهيد دزدی بسیجیان
سازمان سرکوب غیر از ابعاد نظامی و امنیتی دارای وجوه و نهادهای رسانه‌ای، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است. سازمان سرکوب از به دست گرفتن و استفاده از هیچ ابزاری برای کنترل تمامیت‌طلبانه خود فروگذار نمی‌کند.

نیروی انسانی این سازمان از میان لشگر بیکاران و فقرا، معاودان، توابان، و افراد دارای سوء پیشینه تأمین می‌شود یعنی کسانی که پیوندهای اجتماعی سست‌تری با بقیه جامعه دارند و امکان اطاعت آن‌ها از رهبری در شرایط بحرانی بیشتر است.

از کار انداختن سایت‌های اینترنتی مخالفان (که در روزهای ۲۴ تا ۲۶ بهمن ۱۳۸۹ دنبال شد) مأموریت بخش رسانه‌ای و در اختیار گرفتن نهادهای اقتصادی و کسب پروژه‌های دولتی برای پاداش دهی به عوامل سرکوب مأموریت بخش اقتصادی این سازمان است. سازمان سرکوب در دوران خامنه‌ای به تدریج آن قدر گسترش و قدرت یافته که امروز به همه رگ و ریشه‌های حکومت بسط یافته است.

وظایف و مأموریت‌ها

پس از هر گونه اعتراض در عرصه عمومی چهار مأموریت به سازمان سرکوب محول می‌شود:

۱) صحنه‌سازی حمایت مردمی و مذهبی با بسیج نیرو‌ها به یک میدان شهر (میدان ارک در ۲۶ بهمن ۱۳۸۹ پس از به چالش کشیده شدن حکومت در ۲۵ بهمن)، اعلام راهپیمایی پس از نماز جمعه، و تعطیل کردن حوزه‌های علمیه و درس مراجع قم (با هماهنگی با مراجع دولتی شیعه و با اکراه و اجبار مراجع نیمه مستقل: نمونه آن، تعطیلی اجباری دروس شبیری زنجانی و وحید خراسانی در روز ۲۶ بهمن ۱۳۸۹)؛

۲) بازداشت کارکنان سفارتخانه‌ها برای نمایش اتصال جنبش اعتراضی به خارج از کشور که در رسانه‌های دولتی انعکاس گسترده‌ای پیدا می‌کند. اما معذرت‌خواهی از کشورهای دیگر به دلیل بازداشت شهروندان آن‌ها (مثل معذرت‌خواهی از اسپانیا به دلیل بازداشت چهار ساعته دیپلمات این کشور، ۲۹ بهمن ۱۳۸۹) در این رسانه‌ها انعکاسی نمی‌یابد؛

۳) انتقام‌گیری از رهبران و عناصر مؤثر با اقداماتی مثل بازداشت‌های گسترده، محاصره خانه و حمله به محل مسکونی افراد و نزدیکان آن‌ها (مثل بازداشت ده‌ها نفر و حمله به منزل کروبی و فرزند وی و لشگر کشی به خیابان محل سکونت محمد خاتمی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی در روزهای بعد از ۲۵ بهمن ۱۳۸۹)؛ و

۴) یکدست‌سازی جناح خودی با اعمال فشار بر عناصر محتاط و حتی منتقد بخشی از حکومت برای حمایت بی‌قید و شرط از حکومت و ناسزاگویی به رهبران مخالفان و جنبش (کاری که محسن رضایی، ناطق نوری، حسن روحانی، امامی کاشانی، قالیباف، هاشمی رفسنجانی و محمدی ری‌شهری پس از ۲۵ بهمن مجبور به انجام آن بودند تا در جمع خودی‌ها بمانند).

سازمان سرکوب با این عمل در کوتاه مدت در سرکوب مخالفان موفق عمل می‌کند اما در دراز مدت «سیاست» را غیر ممکن می‌سازد. نیروهای میانی در سمت اقتدارگرایان همواره می‌توانند تنور انتخابات را گرم کنند و افراد بیشتری را به مشارکت بکشانند و حذف آن‌ها (با بی‌اعتبار کردنشان در برابر مردم) حکومت را در برابر مخالفان تنها می‌گذارد. یکدست سازی در عین حال نیروهای میانه‌رو‌تر جنبش و اصلاحگرایان را به سمت براندازی سوق می‌دهد. نحوه برخورد حکومت با تظاهرات ۲۵ بهمن یک گام دیگر موسوی و کروبی و دیگر اصلاح‌طلبان مذهبی را به سوی تبدیل شدن به نیروی برانداز سوق داد.

قرارگاه عمار و مدیریت نظامی- راهبردی عملیات فرهنگی جبهه ولایت

هنگامی که نام‌هایی مثل طائب، کوچک‌زاده، قاسمی، روانبخش، الله‌کرم، عباسی، حدادیان، و رسایی در ذیل یک اطلاعیه یا شکل‌گیری یک محفل در کنار هم دیده شوند باید طراحی و اجرای یک مجموعه عملیات حذف و سرکوب در جریان باشد. این افراد و چهره‌های نزدیک به آن‌ها مثل وحید جلیلی، علیرضا پناهیان، محمد مهدی ماندگاری، حسین روشن و حسین یکتا چهره خشونت رژیم را به تمامه به نمایش می‌گذارند.

این افراد که مدیریت حذف در جمهوری اسلامی را با اداره هسته‌های گزینش، گروه‌های سرکوب محلات، مؤسسات تبلیغاتی در خدمت نهادهای نظامی، نشریات مبلغ ترور و ارعاب و حراست ادارات را بر عهده دارند در یک قرارگاه به نام عمار گرد آمده‌اند تا برای برنامه‌ها و رخدادهای نظامی- امنیتی- فرهنگی نظام راهبرد تعیین کرده و آن‌ها را به اجرا در آورند. همچنین کارکرد عمده آن هماهنگی میان نیروهای نزدیک به بیت رهبری برای سرکوب مخالفان در شرایط در خطر واقع شدن نظام خواهد بود.

آنچه همه این افراد را در کنار هم قرار می‌دهد بسیجی بودن و وفاداری به حکومت نظامیان اسلامگرا و نقش عمده آن‌ها در سرکوب‌های سال ۱۳۸۸ در ایران است.

تأسیس قرارگاه برای جنگ نرم

تصور خامنه‌ای و احمدی‌نژاد و حکومت این دو از فرهنگ در مجموعه باور‌ها و نظرات نام‌های فوق که اکنون تحت قرارگاه عمار برای ظاهرا فعالیت فرهنگی تحت عنوان نظامی «قرارگاه» گرد هم آمده‌اند تجسم بخشیده شده است.

اعضای مجمع عمومی این قرارگاه از حواریون خامنه‌ای و احمدی‌نژاد هستند. افراد فوق‌الذکر که شورای مرکزی قرارگاه عمار بوده و خود را فعال فرهنگی معرفی کرده‌اند در پی «تولید راهبرد در عرصه‌های فرهنگی و سیاسی، هماهنگی نیروهای فعال در جبهه فرهنگی و سیاسی انقلاب، نظارت عمومی و نقد بر عملکرد نهاد‌ها و مراکز فرهنگی و سیاسی نظام و عموم دستگاه‌های حکومتی، بصیرت‌افزایی و نقش‌آفرینی مؤثر و رصد و دیده‌بانی در نبرد نرم جبهه فرهنگی استکبار و شناسایی دست‌های پیدا و پنهان دشمنان» هستند.

مرگ بر جنازه

سازمان سرکوب تا آنجا گسترش یافته که نمایندگان مجلس شورا و مجلس خبرگان نیز به پیاده نظام آن تبدیل شده‌اند. شعارهای اکثریت اعضای مجلس شورای اسلامی در ۲۶ بهمن ۱۳۸۹ در عین آنکه نمایانگر موفقیت معترضان در قرار دادن حکومت اسلامی در کنار دیگر مستبدان منطقه در رأس خبرهای رسانه‌های بین‌المللی است از افت منزلت این نهاد و مدیریت شدگی آن توسط سازمان سرکوب حکایت می‌کند.

قانونگزارانی که خود باید در پیروی از قانون پیشگام باشند شعار «مرگ بر» سر می‌دهند در حالی که قانون اساسی صدور حکم مرگ را به دادگاه پس از طی فرایندهای قضایی احاله می‌کند. اگر به سخن مقامات جمهوری اسلامی، جنبش اعتراضی یک جنازه است، قانونگذاران این نظام در حقیقت شعار «مرگ بر جنازه» سر دادند.

سیاست شهید دزدی

سازمان مزبور از لحاظ اخلاقی به حدی از انحطاط رسیده است که مخالفان خود را در کف خیابان به قتل می‌رساند و بعد با هدف مظلوم‌نمایی آن‌ها را شهید راه نظام اعلام می‌کند. حکومت جمهوری اسلامی برای عدم تقبل مسئولیت اعمال سرکوبگرانه خود، صانع ژاله و محمد مختاری را که در ۲۵ بهمن به دست نیروهای حکومتی به قتل رسیدند شهید اعلام و برای یکی از آن‌ها مراسم تشییع جنازه برگزار کرد تا هم مخالفان را به آدم کشی متهم کند و هم از زیر بار این اتهام بگریزد.

بدین ترتیب مشکلی را که حکومت در دوران انتخابات برای رفع و رجوع کردن قتل جان‌باختگانی مثل ندا آقاسلطان و مدیریت اجساد و قبور داشت، به تصور دستگاه تبلیغاتی، به کلی حل شده است.

سطح پایین‌تری از انحطاط اخلاقی سازمان سرکوب، اعلام صانع ژاله به عنوان خبر چین و جاسوس کیهان توسط حسین شریعتمداری در یکی از برنامه‌های تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی (۲۷ بهمن ۱۳۸۹) است. عوامل سازمان سرکوب از این طریق می‌خواهند بگویند که اولاً گزارش‌های بی‌مبنای آن‌ها از جلسات مخالفان و شنودهای آن‌ها مبتنی بر فعالیت اطلاعاتی است و حتی برخی از مخالفان، عوامل رژیم هستند و از این طریق انحطاط اخلاقی خود را به اعضای جنبش اعتراضی نیز بسط دهند.